|
نقره خطها ......
|
||
... وبدین سان من در دنیا بیش از هرکس درباره تو میدانم . تو خیلی بیش از حد تصور گناه کرده ای و خیلی بیش از آنکه به تصور آید معجزه کرده ای . تو برای رسیدن به آسمان از اعماق جهنم خیز برداشتی . همیشه به من می گفتی :
(( هر اندازه مبدا حرکت پایین تر باشد به همان اندازه صعود بیشتر می شود . شایستگی یک فرد مبارز در تقوا و فضیلت او نیست بلکه در پیکاریست که برای تبدیل به بی عفتی ، بی همتی ، بی اعتقادی و خباثت به تقوا و فضیلت انجام می دهد . یک روز یک ملک مقرب سمت راست خداوند جای می گیرد اما نه او میکائیل است و نه جبرئیل . بلکه او ابلیس است که سر انجام توانسته سیاهی نفرت انگیزش را به نور و روشنایی تبدیل کند . ))
من حیرت زده به تو نگاه می کردم و می اندیشیدم که : (( شنیدن این سخنان چه شیرین است ! پس گناه هم می تواند برای رساندن آدمی به خدا تبدیل به یک باریک راه شود ؟! پس گناه کار هم می تواند به رستگاری امیدورا باشد ؟!))
از سرگشته ی راه حق نیکوس کازانتزاکیس
|
|